آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

110

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

سمت سفارت از جانب امپراطور ژرمنى نزد پادشاه مراكش به صافى وارد شد . خدم و حشم او با جلال‌تر از مردمان متعارفى بود . ولى به مقتضاى عظم مأموريت خود جلال نداشت . ميان همراهان او مردم قابل يا مشهور نبودند و من حيث المجموع سيزده نفر بودند . از هركدام از ملل عيسوى يك نفر همراه داشت كه براى ترجمهء السنه معطل نماند . از آن جمله شخصى بود موسوم به سر ادوين ريچ كه شخص خوشرفتارى بود و به هرجايى كه رفت از او خوب گفتند . اعتبار خود را به قرض كردن زياد ضايع نكرده بود بلكه به قدر كفاف مال و مكنتى داشت كه موافق شأن و رتبهء خود گذران كند . سر آنتوان كه آن‌وقت سفير كبير ناميده مىشد چهار ماه در صافى اقامت كرد و درب خانهء خود را براى همگى گشاده جميع تجار عيسوى را متصل به شام و نهار دعوت مىكرد . و براى اين مخارج از يهوديها پول قرض كرد كه در مراكش پس بدهد ولى به تنزل بسيار گزاف تقريبا تومانى پنج هزار تنزيل در سال مىداد . همچنين از يك نفر تاجر انگليسى كه مدعو به شام بود با دو سه كلمه گفتگو سفينه را خريد كه صد و شصت تن بار برمىداشت با جميع بار آن‌كه گندم بود و دو هزار ( انس ) نقد بيعانه داد و مقرر شد كه بعد از ورود به مراكش به فاصلهء ده روز اگر مابقى پول را ندهد حقى بر مبيع نداشته باشد . ولى قبل از اين‌كه پيش برود عبد الملك به واسطه خيانت‌هاى سربازهاى خود از فاس مراجعه مىكرد . بنابراين پادشاه فاس به سمت مراكش به قدر چهار روز راه پيش رفته قصبه را كه بندرگاه است موسوم به ( سالى ) محاصره كرده تصرف